قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
649
درة التاج ( فارسى )
بر آن تقدير ، بس وجود او ممكن نباشد ، پس موجود از امزجه خارج « 1 » باشد از اعتدال حقيقى و آن : يا مفرد است ، يعنى آنك خروج او از اعتدال در كيفيّة واحده باشد ، - و آن حارّست - و بارد ، و رطب - و يابس ، يا مركب ، و آن خارج از اعتدال باشد در دو كيفيّت با هم ، و آن حارّ رطب است ، و حارّ يابس ، و بارد يابس ، و بارد رطب . پس ممتزج غير معتدل خارج نباشد از يكى ازين اقسام هشتگانه . و گاه باشد كى ممتزجات مجتمع شوند ، و ازيشان امتزاجى ثانى حاصل شوذ ، و بسيار باشد كى مجتمع شوند ، و ثالثى حاصل شوذ ، و آنج زايد باشد برين - جون رابع و غيره ، جون سكنجبين از سركه - و عسل ، - جه هر يك ازيشان ( را ) مزاجى است . و تساوى اجزا و عدم تساوى اجزا شرط نيست در مزاج . و گاه باشد كى قوّت در جيزى كى مقدار او كوجك باشد قوىتر باشد از از قوّت در جيزى كى مقدار او بزرگتر از آن باشد ، و اين را از قوى ادويه و غير آن شناسند . و انفعالاتى كى حاصل است ميان حارّ - و بارد ، و رطب - و يابس ، بسيارست ، جون نضج ، و طبخ ، و اذابت . و حلّ - و عقد ، و تعفين « 2 » و تكرح ، و انحصار - و انعجان ، و انطراق - و تلبّذ . و غير آن از آنها كى مذكورست در مطوّلات . و مركب هرگاه كى متوفّر شوذ برو از عناصر بكمّيّات و كيفيّات - آن قسطى كى لايق باشد به او آن را معتدل المزاج خوانند ، و اگر جه در نفس خوذ معتدل حقيقى نباشد ، و اگر متوفّر نشوذ برو آن آن را خارج از اعتدال خوانند ، و اگر جه در نفس خوذ معتدل حقيقى باشد . و معتدل به اين معنى : يا نوعى باشد ، يا صنفى ، يا شخصى ، يا عضوى ، و هر يك ازينها : « يا » به نسبت با خارج ازو ، يا با داخل درو . و نسب مختلفه كى واقع است
--> ( 1 ) - طارح - اصل . ( 2 ) - تعثين - اصل .